محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
94
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و تاريخ سالهاى گذشته جهان از روى زندگانى ملوكشان آسانتر و روشنتر از ملوك اقوام ديگر است زيرا از اقوام منسوب به آدم عليه السلام جز ايشان قومى نبوده كه ملكشان دوام و اتصال يافته باشد و پادشاهان داشته باشند كه فراهمشان آرد و در قبال دشمنان حمايتشان كند و بر پيكارجويان چيره شود و ستمگر را از ستمكش باز دارد و به كارهايى وادارشان كند و مايه شوكتشان شود و پيوسته و دايم و منظم باشد و خلف از سلف گيرد . به همين سبب تاريخ از روى زندگى ملوك ايشان درستتر و واضحتر است . و ما مدت عمر آدم و عمر اعقاب وى را كه پيمبرى و پادشاهى داشتند به خلاف گفتار پارسيان كه پنداشتهاند وى كيومرث بود ، و طبق گفتار آنها كه وى را پدر پارسيان دانستهاند بياريم و موارد اختلاف و اتفاقشان را درباره پادشاه هر دوران بگوييم ، انشاء الله و لا حول و لا قوة الا بالله ، و سخن را تا به دوران حاضر رسانيم . اكنون به توضيح خطاى كسانى مىپردازيم كه پنداشتهاند آدم نخستين كسى بود كه در زمين مرد و حكايت قرآن را كه فرمود « قصه دو پسر آدم را بر آنها بخوان » مربوط به پسران تنى آدم ندانند . سمرة بن جندب از پيمبر صلى الله عليه و سلم آورده كه فرزندان حوا زنده نمىماندند و نذر كرد اگر فرزندى بماند او را عبد الحارث نام كند و فرزندى بماند و او را عبد الحارث نام كرد و اين به وحى شيطان بود . از ابن عباس نيز آوردهاند كه حوا براى آدم فرزند مىآورد و نامشان عبد الله و عبيد الله و امثال آن مىكرد و ميمردند و ابليس پيش وى و آدم عليه السلام آمد و گفت : « اگر نام فرزندتان را جز اين كنيد زنده ميماند پس حوا پسرى بزاد و او را عبد الحارث نام كردند و گفتار خداى عز ذكره در همين باب است كه فرمود : « اوست كه شما را از يك تن آفريد » تا آنجا كه فرمايد : « و براى خدا در آنچه داده